شهرستان اشنویه دوشنبه شانزدهم آبان 1390 8:59


شهرستان اشنویه (به کردی: شنۆ، Şino) از شهرستان‌های مرزی استان آذربایجان غربی است که در قسمت غربی این استان قرار دارد. این شهرستان از شمال با کشور ترکیه و از جنوب با کشور عراق همسایه‌است. مرکز این شهرستان، شهر اشنویه است.

جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۶۳٬۷۹۸ نفر بوده‌است که از این تعداد ۳۲٬۱۸۴ نفر آنان مرد و ۳۱٬۶۱۴ نفر آنان زن بوده‌اند. مردم این شهرستان به زبان کردی تکلم می‌کنند

تقسیمات کشوری

تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمده‌است، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است: 

بخش‌ها

شهرها

دهستان‌ها

دهستان‌های بخش مرکزی

دهستان‌های بخش نالوس

روستاها



اشنَویه (به کردی: Uşnewîye, Şino) یکی از شهرهای کردنشین[۲] استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر مرکز شهرستان اشنویه است که در قسمت غربی این استان جای گرفته‌است.

مردم اشنویه به زبان کردی تکلم کرده[۲]و سنی مذهب می‌باشند.[۲]

گیلاس آن در کشور مشهور است.و با نام شهر گیلاس شناخته می شود. بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۸، جمعیت این شهرستان همراه با روستاهایش برابر با ۶۶۰۰۰ نفر بوده است[نیازمند منبع] [۳].

شهرستان اشنویه با ارتفاع متوسط 5080 فوت معادل 1524 متر طول و جغرافیای 45 درجه و 60 دقیقه و عرض 37 درجه و 2 دقیقه و 20 ثانیه واختلاف ساعت آن با تهران 20 دقیقه و 12 ثانیه است. شهر اشنویه مرکز شهرستان و فاصله آن با مرکز استان 70 کیلومتر و درجنوب غرب استان آذربایجان غربی و با شهرستان ارومیه در شمال با شهرستان نقده در شرق با شهرستان پیرانشهر درجنوب و دوکشور عراق و ترکیه در غرب ارتباط دارد جمعیت شهری آن بیش از سی و دوهزار نفر و جمعیت شهرستان بیش از هفتاد و دو هزار نفر می باشد.

نام شهر اشنویه درکتیبه و سنگ نبشه های تاریخی بعنوان – اشنو – اشنه – اشنوناک – عشنو – قید شده است به معناهای متفاوت ( دم دره ، گیاه دواله – قلعه ) یا د می گردد و درکتیبه کورش از ایالت ( اشنوناک ) نام برده شده است که یکی از بزرگترین خواجگذاران کورش بوده است.

مهمترین آثار تاریخی آن سنگ کیله شین ( به ارتفاع 170 سانتی متر و به دو زبان اورارتویی و آشوری حک گردیده که متعلق به سده هشتم قبل از میلاد ) می باشد که گفته می شود نهصد سال قبل از بنای تخت جمشید به دستور ایشپونیا پادشاه اوراتور در ارتفاعات غربی شهرستان در مرز با عراق نصب گردیده است و دو کتیبه ( مه رگ کاروان و رکاو چشمه گل ) در موزه تهران از آثار بجا مانده این شهر است .

درکتب تاریخی همیشه از اشنو به عنوان شهری با باغات زیبا و آب فراوان یاد شده ابن حوقل در کتاب (( نزهه القلوب)) ( قرن چهارم هجری قمری ) اشنویه را با 11 سطر معرفی می نماید در حالیکه ارومیه را با 6 سطر معرفی نموده اند.

اشنویه دارای زمینهای حاصل خیز بوده و توتون آن در قدیم معروف بود و اولین سیگار ایرانی بنام ( اشنو ویژه ) درچهار طرح متفاوت با توتون اشنویه تولید می گردید – بیش از دارای بیش از پنچ هزار هکتار با غات سیب گیلاس – زردالو – گردود ... است که گیلاس آن از شهرت بسزایی برخوردار می باشد و حبوبات گندم – نخود – چغندر قند – سیب زمینی – دانه های روغنی و در گذشته برنج گرده و .... از مهمترین محصولات زراعیاشنویه است و میوه های جالیزی بصورت کشت دو فصله در اشنویه انجام می گیرد . برخی از بزرگان اشنویه اشنوي ميرزا محمود خطاط كردي

ميرزا محمود حمديل رحمه الله تعالي كه استادي زبردست و اديب و خطاطي خيلي خيلي خوش نويس بودند و خود حقير مشق خطي ديدم كه نوشته بود (مسلسل زلف بر رخ رتيه ديري گل و سنبل بهم آميخته ويري) و در زير آن نوشته بود (كتبه محمود حمديل) حق عليم است. در مدت عمر خود همچو خطي را نديده‌ام و مدت چند سال به افاده و تدريس انشاء و املاء و حسن خط در اشنويه مشغول و خلقي بسياري از ايشان استفاده نمودند به تاريخ اوايل قرن چهاردهم (ها.ق) در قصبه اشنويه متوفي گرديد. اشنوي شيخ تاج الدين عالم برجسته كردي

شيخ سيد تاج الدين اشنوي كردي رحمه الله تعالي كه عالمي فقيه و مدرسي برجسته و مفتي شايسته و در قرن چهارم (ها.ق) در اشنويه مشغول تدريس و حوزه درسي وسيعي را داشته به طوريكه عدة كثيري از علماء مناطق اشنويه و دوروبر از ايشان استفاده نموده‌اند و حمد الله مستوفي در تاريخ گزيده اين شخص را از فقهاي بزرگ اشنويه نام برده‌اند و در مجلد دوم خرابات ضياء پاشا اين دو بيت ذيل را به شيخ تاج الدين نسبت داده‌اند.

اگر تن است بجز خستة کوي تو نيست وگر دل اسـت بجـز تشنة بـلاي تـو نيست

ز فـرق تــا بــه قــدم ذرة نـمي‌يـابـم كه آن از آن تو اي دوست يا براي تو نيست

شيخ تاج الدين علاوه بر مزاياي علمي در رشته تصوف نيز مرشدي بسزايي بوده و به تاريخ اواخر قرن چهارم در خود اشنويه متوفي و مدفون گرديد.

اشنوي حاج ملا شيخ جسيم كردي

حاج ملا شيخ جسيم بن شيخ سعيد بن شيخ باباي نائيبني كردي اشنوي رحمه الله تعالي كه شخصي فاضل و شاعر و اديبي كامل و قريحه بسيار سرشاري را داشته و خيلي خوش خط و در نوشتن و خواندن فارسي هم در منطقه اشنويه كم‌نظير و مدرس علوم عاليه دينيه و فروع و اصول و تفسير و در مجالس علماء و عرفاء و ادباء في الحقيقه گل مجلس و شمع محفل بودند. در تاريخ هزارودويست‌ونودودوي (ها.ق) در نائبين متولد شده‌اند.

حاج ملا شيخ جسيم علاوه بر فضائل علميه در تصوف هم داراي فيوضات و بركاتي شايسته و در اغلب محافل عارفانه از بركات بيانات و فيوضات مواعظشان استفاضه مي‌شد. قصيدة سماوارّيه ايشان از فصيح‌ترين و بليغ‌ترين قصائد در اين خصوص به نظر مي‌رسد. حاج ملا شيخ جسيم غزليات و قصائدي را از خود به يادگار گذاشته‌اند و به زبانهاي كردي و فارسي و عربي اشعار شيرين و نغز و پرمغزي را سروده‌اند و اين چند بيت را كه وصف خانه‌نشيني خودش در قريه نليوان اشنويه به لهجه كردي گفته‌اند از جمله آنها مي‌باشد:

وصفي‌خانوي‌خوم دكم‌اي زومره‌ي اغيارويار خــانويكي تـه‌نگ‌ و تاريك‌ونوي مانه‌ندي‌غـار

خانويكي بـي‌وژن طه‌بعـه هه‌ميشه ده‌م‌ده‌مـه گاه سه‌رد وه‌ك زه‌مهه‌ريروگاه گه‌رمه پـرشـه‌رار

مه‌عده‌ني‌كيچانه بالمره‌خه‌ون لـي‌بـوه‌حه‌رام مـه‌وطه‌ني ديـووئه‌جننه مه‌سكني دوپشك و مار

كوله‌كه‌ي‌خواروزه‌عيفه‌هه‌ر وه‌كي‌ايماني‌جـو كاريته و بـاني چـه‌ميوه سه‌رده‌رانه‌ي تـار و مـار

هيندقه‌ديم‌وكونه‌گويا سالي‌پاش‌طوفاني‌نوح دار و ديوار رزيـوه‌ وه‌خـته سـه‌رپـاك بـيته خـوار

ره‌زم‌گاهـه به‌زم‌گاهه بو پشيلان روژ وشه‌و نـره‌يـان دي دائيما وه‌ك روستـه‌م و ئه‌سـفه‌نـديار

ده‌ركـي به‌ره‌و كيلـه شينه لوتي‌شينه دائيما هـه‌رده‌م سـوبايـه ببزوي ليي حـازره تــوز وغوبار

موده‌تيك‌دركي نه‌بوناگاه كه دركم بوكـري لايقي ته‌بعي نـه‌بـو ريـسمه شكـاو و كـه‌وتـه ‌خوار

يال‌وگوپالي‌كه‌مه‌ندي‌عه‌نكه‌بووتي‌ديوميثال داروديـواري هـه‌مـو داگـرتـووه مــانـه‌نـــدي غـار

روژوشه‌و ده‌سته‌دوعـامه‌ره‌ببي‌ميوانم نه‌ي نه‌ك‌ شه‌ويك‌خانـوم‌‌بـروخي‌‌من‌خه‌جل‌بم‌و‌شـه‌رمـه‌سار

ساله‌وه‌ختيكي‌غه‌ريقي‌عومري‌خوي‌پوچ رابوارد بـا وجودي ئيختياري كس‌شه‌ويك لي ناگري قه‌رار

حاج شيخ جسيم متخلص به غريقي سرانجام به تاريخ يكهزاروسيصدوسي‌وچهار (ها.ق) در سنگان اشنويه متوفي و مدفون گرديد و فعلاً دو فرزند نجيب و متدين ايشان يكي ملا شيخ محمد صالح سعيدي كه شيخي فاضل و اديب و خوش صحبت و شيرين لهجه و مدرسي كامل و صاحب محضر اسناد ازدواج و خطيب و امام نماز جماعت مسجد اهل تسنن شهر اروميه و ديگري ملا شيخ نجم الدين امام جمعه و جماعت در قرية تومتر اروميه مي‌باشند كه في‌الواقع دو شخص نازنين و باكمال جد و جهد در خدمت مؤمنين شهر اروميه و اطراف شاغل و بسيار هم طرف وثوق و اعتماد مردم هستند به غايتي علاوه بر مسلمين، عيسوي‌ها و موسوي‌ها هم براي اخذ دعا به حضورشان مشرف مي‌شوند و غالباً دعايشان مستجاب خواهد شد.

اشنوي شيخ احمد كور شاعر فنافي الرسول كردي

شيخ احمد كور شاعر فنافي الرسول رحمه الله تعالي كه عاشقي برجسته و فنافي الرسول شايسته و كليه غزليات و قصائد و مخمسات ايشان مگر يك قصيده كه در مناجات به درگاه قاضي الحاجات مي‌باشند همه با هم خطاب به حضرت رسول صَلي الله تَعالي عليه و سلم و در اوصاف و الطاف و طلب شفاعت از آن مبارك هستند و در تصوف از مريدان حضرت مولانا خالد كردستاني است. شيخ احمد كور با وصف اينكه كور مادرزاد و از هر دو چشم نابينا بودند در اشعارش اقتباساتي بسياري از قرآن و حديث و كلام عرفاء و ادباء درج شده است.

شيخ احمد كور اصلاً از اهالي اشنويه و مسقط الرأسش ده شيوه سماق كه تقريباً دو سه كيلومتر از اشنويه فاصله دارد و در جانب شمال شرقي آن واقع گرديده ولي اخيراً به جانب مكريان منتقل و در ده انبار بين مياندوآب و بوكان متوطن شده‌اند.

شيخ احمد كور از ادباء اواسط قرن سيزدهم (ها.ق) و با علماء و مشايخ و ادباء آن عصر هم‌صحبت مي‌باشند. چنانكه خودش مي‌گويد: در آخر يكي از مخمسهاي جيميه كه در وصف حضرت رسول صَلي الله تَعالي عليه و سلم سروده‌اند اشاره به عصر خود مي‌كند و مي‌گويد: چو له هجرت يك هزارودوصدوشصت بداج شيخ احمد كور غزليات و قصائد و مناجات و مسمتات و مخمسات و متفرقات زيادي را سروده‌اند و اول و آخر خلق عالم را نيز به طرز دلچسب و مؤثري به نظم درآورده ولي بيشتر اشعارش پراكنده و اكثر آنها از بين رفته‌اند. فقط حقير در ظرف مدت سه سال كوشش و جد و جهد و نامه‌پراني از سينه گويندگان اكراد و از لاپرهاي كهنه چهل‌ويك غزل و قصائد و مناجات را با منظومه اول و آخر بدست آورده و پس از تصحيح تمام آنها را در اختيار كتابفروشي‌هاي مهاباد نهاده و چاپ اولشان پخش گرديد. اين قصيده شيخ احمد كور در مناجات به درگاه قاضي الحاجات ذيلاً محض نمونه نوشته مي‌شود:

سبحان علام الغيوب ذاتت لـه شهبي كـس نيه هيچ كس‌ و كو تو بي‌عيوب بي‌علت ‌و اقدس نيه

هيچ‌كس ‌و كو تو بي‌بدل قيوم و دانا و لم يـزل بـي‌سهود و نسيان‌وخلل بي‌فكر و بـي‌وسوس نيه

بي‌فكروبي‌وهم ‌و بي‌خيال فرد و قديم ‌و لايزال بـو عالميـان بـي‌المـال غيـر تـو فـريـاد رس نيه

فريادرسي‌ بوخاص‌وعام ‌روشن‌ دكي‌ ليلي‌ ظلام چي بـوت نسوتـي صبح‌وشام پـروانه‌وقـفـس نيه

پروانه‌وش‌تن‌در‌عذاب ققنس‌صفت‌دل‌چون‌رباب چي ترك نكابوت خوردوخواب‌وي‌غير‌اگر‌بـس‌نيه

اي قـادر حـي مبيـن حق انـت رب العـالـمين قادر تويي هادي‌ومعين كس وارث‌و‌خوين‌رس نيه

و اين مخمس را در فنافي الرسول صَلي الله تَعالي عليه و سلم نيز محض نمونه در اين تذكره درج مي‌نمائيم:

حمدي بي‌حد بـو خـداي خالقي يزداني پاك بــابي مــي‌آدم خـلقاند او لـه مشتي آب و خاك

بـعد از آن ازجنبي او خـارج‌دبـو حـواي پاك تـا كـو مـونس بن بـه همدم او له دنيايي به چاك

باعثي وانيش بو هر دو ذات پاكي احمدي

تـو لـه قـدوس بـوي به امـام پيشـواي انبيـا يـك سعات دتكرد تـرقي از زمين تـا هفت سما

حـوريان خـو كرد مـزين بـو وجود مصطفي لـيـت مبــارك شــاه لـولاك حـوريـان بـاصـفـا

دائماً ذكر صفت كن بو وجودي احمدي

شيخ احمد كور سرانجام به تاريخ اواخر قرن سيزدهم (ها.ق) در ده انبار متوفي و در گورستان آنجا مدفون و مرقدش مشهور و مزار است.



http://www.shnocity.ir/page.php?2

http://wa.medu.ir/2946/

http://oshnevih.blogfa.com/


http://www.oshnavieh-ag.ir/

http://www.shnocity.ir/news.php

http://oshnoo.persianblog.ir/tag/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87


http://zistshno.blogfa.com/







نوشته شده توسط یاسری  | لینک ثابت |